ناظم الاسلام كرمانى
508
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
مىباشند امروز عصر جناب شيخ الملك كرمانى كه تازه از فرنگستان مراجعت نموده آمد بنده منزل و گفت ما اهالى ايران تاكنون در خط مجلس و قانون و حقوق نبوديم اين مدارس هم كه تأسيس شده است چون تازه سن و شاگردانش مبتدى بودند از اين علم حقوق و علم اداره بىربط ميباشند تجربيات ما هم در اين خطوط نبوده است هريك از ماها هم كه بخارجه سفر كرديم اولا آنكه در اين خيالات نبوديم ثانيا آنكه جوانان ما كه جز اشتغال به عيش و عشرت و تماشاى مجالس تيارت و لهويّات ديگر كارى نداشتند پيران ما هم مشغول به كسب و تجارت و كار و شغل خويش بودند . امروز كه خداوند عالم علماى ما را موفق و مؤيد فرمود بر بيدارى مردم و همراهى از اهالى ايران و پادشاه ما ، زيادتر از توقع ما بما داد افسوس و هزار افسوس كه نه ما را علم و تجربيات خارجه است تا به آن ترتيب پيش بهبريم و نه خودمان به حال خود فكرى ميكنيم . اشخاص مغرض هم در بين افتادهاند و عما قريب كار را خراب ميكنند دولت انگليس سالهاى دراز هريك از نكات را دانسته و ضرر و نفع هرچيزيرا ديده و از روى تجربه و علم به اين حال حاليه رسيده است پس خوب است شما خدمت حضرت آقاى طباطبائى رسيده محرمانه عرض كنيد يكنفر معلم از دولت انگليس بخواهند تا وضع مجلس و ترتيب مجلس و تدوين قوانين مجلس را بدستيارى او بكنند چه اين مجلس بايد در امور مملكتى و وضع قوانين دولتى مذاكره نمايد و تشكيل و ترتيب و وضع آن ربطى بدين و مذهب ندارد بالاخره بنده نگارنده و جناب شيخ الملك در اول غروب امروز خدمت آقاى طباطبائى رسيده چون اجنبى در مجلس نبود عنوان مقصود را نمودم حضرت آقا تا يك اندازه قبول فرمودند و نزديك بود به همين منوال امر بگذرد كه دكتر رضا خان كه حاضر در مجلس بود گفت ما معلم از خارجه لازم نداريم چند نفر عاقل دور هم نشستن و مشاورت نمودن معلم نميخواهد و كارى بزرگ و مشكل نيست چنانچه ديگران باهم نشستند و مشورت نمودند ما هم باهم مىنشينيم و مذاكره از كارهاى خود ميكنيم نواقص خود را عنوان ميكنيم و در تكميل آن سعى ميكنيم مجملا اين دكتر اينقدر گفت تا اهل مجلس با او همرأى شدند و حضرت آقا را از اين خيال منصرف نمودند ما هم كه چنين ديديم ديگر ساكت شديم . روز يكشنبه دوازدهم رجب 1324 هجرى - امروز نظامنامه انتخابات را نوشتند و آوردند خدمت حضرت آقاى طباطبائى ارائه دادند حضرت آقا فرمودند اگر عموم مردم پسنديدند ضرر ندارد لذا نسخههاى متعدد نوشته شد كه به نظر عموم برسانند و براى عامه قرائت كنند امروز باز جناب آقا سيد برهان خلخالى بندهء نگارنده را ديد كه دربارهء امير بهادر وزير دربار كارى كنم كه يك دفعه حضرت آقا با ايشان ملاقاتى بفرمايند و مشروع بودن مجلس مشاوره را به او به زبان خود بفرمايند لكن بندهء نگارنده آنچه سعى ميكنم جناب آقاى ميرزا محمد صادق پاره مىكند و مايل به اين امر نمىباشد . حضرات طلاب و تجار هم در منازل آقايان امروز باز بعض مذاكرات مىنمايند كه راجع بامير بهادر و اقبال الدوله و سپهدار است . از طرف سپهدار واسطه آمد و جناب آقا ميرزا ابو القاسم طباطبائى پسر بزرگ آقاى طباطبائى را ديده كه سپهدار ده هزار تومان بشما ميدهد كه اسباب دوستى و ملاقات او را با حضرت آقاى والد